پرهامپرهام، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

پرهام گمپ گل مامان و بابا

اولین خواب پدرو پسر

قندو عسل مامانی امروز اولین بار بود که دور از من ,در بغل بابایی خوابیدی بابایی میگفت نزدیک دوسال هست که انتظار همچین روزی میکشیده وحسابی ذوق زده شده بود   این همه شتاب چرخه ی گردون بهت زده ام میکند......... انگار این بار ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند،درکار با سرعتی بیشتر از نور که نگذارند من طعم گس و بینظیر این دقایق را تا عمق عمق وجودم بچشم تا ودیعه نگاه دارم برای فرداهای دورتر ...... تا یادم بماند تمام لذت های بکر تکرار ناشدنی را . میدانم به زودی دلم برای در آغوشم خوابیدنت تنگ میشود مثل این روزهایم که تنگ است برای آن روزهای نوزادی ات .   ...
27 مهر 1393

روز جهانی کودک

  پرهام عزیزم کودک قشنگ و مهربونم روزت مبارک تا الان کارتون هایی که خیلی مورد علاقه ات هستن پینگو   و  موش وگربه هست     الهی دورت بگردم که هر وقت این دوتا کارتون شروع میشه هر جا که باشی بدو بدو میای روی مبل جلوی تلویزیون میخوابی و کلی ذوق میکنی و به وجد میای تازه هر وقت تام و جری خراب کاری میکنن تو هم تند تند نُچ نُچ میکنی هر وقت هم تموم میشه دوتا دستای تپل مپلت و بالا میاری و میگی نییی (نیست)     برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست ! نیازی به فریاد حوادث نیست . . . برای خوشبخت بودن، آغوش گرم...
20 مهر 1393

دستان کوچکت

  پرهام عزیزم دستهایت... به من گرمی عشق و آرامش میدهد عزیزدلم پسر کوچولوی شیرین زبونم اگر ساعتها و روزها به دستهایت نگاه کنم باز هم از دیدنش سیر نمیشوم وقتی به جزئیات دستهایت نگاه می کنم درآن عظمت و بزرگی خدای مهربان را می بینم خدایا تو چه نقاشی هستی؟ چه می کنی؟  آخر چه کسی میتواند جز تو حتی یک بند آنرا درست کند؟ خدایا تو را سپاس می گویم به خاطر این همه بزرگی . دستهایت خیلی قشنگ است. پر از مهر است پر از شور است پر از پاکی ست. دستهایت بوی پاکی می دهد دستهایت بوی سادگی و صداقت می دهد دستهای کوچک و مهربانت را وقتی  د...
13 مهر 1393

دندون 15 و16

سهم من از دنیا پسر کوچکی ست به بزرگی تمامی عشقهای دنیا چقدر آرامم پرهامم که تو هستی که کنارمی و همیشه در قلب منی به معصومیت کودکانه ات قسم که بیشتر از هر مادر دیگری عاشقت هستم دغدغه ی هر روز من بودن توست نفس کشیدنت...... ایستادنت ..... خندیدنت...... راه رفتنت..... لحظه به لحظه کنارم قد میکشی و بزرگ میشوی.... پسرکم،عزیزم میخواهم آغوشم مادرانه ترین آغوش دنیا باشد برای تو ... میخواهم به تو یاد بدهم کلمه کلمه عشق را ، زندگی را مادر بودن شیرین است...آنقدر که حتی فکر کردن به نوازش صورت پاک و معصومت مرا میبرد تا اوج..... پرهامم دوباره...
10 مهر 1393

پاییز93

پرهامم تو آن فرشته ای هستی که وقتی در فصل پاییز راه می روی برگ درختان انتظارمی کشند زود تر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند . . . گلکم پاییزت مبارک   به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . . ...
2 مهر 1393
1